مجید حسینی نژاد: داستان دستفروشی لوازم آرایشی تا تامین مخارج خانه توسط همسرش

مدیرعامل علی بابا

می خواهیم از زندگی مدیر سابق آژانس هواپیمایی «گردونه پرواز پارس» صحبت کنیم. نمی شناسید؟! او اکنون بنیانگذار علی باباست. حالا حتما شناختید!

مجید حسینی نژاد را با هلدینگ علی بابا و سرویس های سفر و گردشگری علی بابا و جاباما می شناسیم، اما شاید از جزئیات زندگی و مسیر موفقیتش چیزی ندانیم. شاید زندگی او به اندازه زندگی سندباد و علی بابا پر ماجرا و پر هیجان نباشد، اما داستانی بسیار خواندنی دارد که با هم می خوانیم.

سال 1358 – همدان

از مادری اهل قم پسری به دنیا آمد. پدرش اهل ملایر بود. پدر یک کارخانه تولید کفش به راه انداخته بود و خودش یک کارآفرین بود. اگر پدر مجید حسینی نژاد عمر بلندتری داشت شاید مسیر زندگی او به سمت و سوی دیگری می رفت. اما هنوز سه ساله نشده بود که پدرش جاودانه شد.

مادر مجید هم مانند همه مادران سرپرست خانوار، روزهای بیم و امید را سپری کرد. کار اول، فروختن طلاها و زیورآلات بود. او ترجیح داد کارگاه کفش را اجاره دهد. مادر یک مغازه فروش لوازم آرایش به راه انداخت. باید گفت استعداد کسب و کار از پدر و مادر به مجید به ارث رسیده است.

آغاز کسب و کار مجید حسینی نژاد از شش سالگی

مجید شش ساله بود. می خواست بارفیکس بخرد. مادرش گفت باید پولش را خودش در بیاورد. مادرش از مغازه خود به او لوازم آرایش داد و او جلوی درِ پاساژ، بساط فروش لوازم آرایش به راه انداخت. آیا می توان آثار آغاز درآمدزایی از این سن را ندیده گرفت؟

مجید در چند جای مختلف پادویی کرده است. در چندین کارگاه و مغازه خیاطی پادو بوده است. صاحبان اکثر آنها از اقوام یا آشنایان خانوادگی بوده اند. تابستان ها کارهای دیگر هم می کرده مانند فروختن جوجه رنگی.

مجید حسینی نژاد می گوید: «فقیر نبودیم اما در فقر بالقوه زندگی می کردیم. مادرم از آینده ترس داشت. برای همین می گفت هر چی می خوای بخری، برو کار کن و پولش رو در بیار.»

مجید حسینی نژاد خود را در آن دوران یک کودک شرور معرفی می کند. مادرش از شیطنت های او عاصی بوده. مجید می گوید: «من دنبال جلب توجه بودم. در واقع، دنبال قدرت بودم. وقتی پدرم فوت کرد دو سالم بود. یه بچه دوساله مرگ رو نمی فهمه. اون چیزی که می فهمه اینه که بابام من رو دوست نداشت، گذاشت رفت. واکنش من این بود که نشونت میدم من دوست داشتنی ام. می خواستم به پدرم ثابت کنم اشتباه کرد که رفت.

درس و دانشگاه مجید

اگر از آموزگاران و معلمان مجید حسینی نژاد بپرسیم چگونه دانش آموزی بود، چه می گویند؟ « شرور هست ولی درسش خیلی خوبه.» مجید حسینی نژاد دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته مهندسی پلیمر از دانشگاه صنعتی امیرکبیر است. او چندین مدرک MBA از سازمان مدیریت صنعتی هم در کارنامه خود دارد.

مجید حسینی نژاد: رکوردار اخراج شدن

سال ۸۵ از کار لوازم‌یدکی اخراج شد چرا که با توجه به نتایج درخشان، توقع رشد و پیشرفت داشت و سازمان با درآمد بالای او مخالف بود بنابراین مجبور شد کار را رها کند.

در یکی از کارهایی که اخراج شد، خیلی پرتوقع بود و آزادی زیادی در محیط کار می‌خواست تا ایده‌های خودش را پیاده کنم. سال ۸۱ در سازمانی کار می‌کرد که به ساعت رفت‌وآمد پایبند نبودآنها هم بعد از یک ماه عذرش را خواسته بودند.

تجربه های کاری پیش از علی بابا

او مانند بقیه خانواده خود از همان کودکی در اندیشه راه اندازی کسب و کار خودش بود چون همه خانواده و اطرافیان او شغل آزاد داشتند. مجید حسینی نژاد در دهه هشتاد کارهای زیادی را آغاز کرد اما تقریبا می توان گفت هیچیک نتوانست سرانجام روشنی داشته باشد. شاید بتوانید حدس بزنید تجربه چه کارهایی را در این مدت از سر گذرانده است:

• شرکت مشاوره نفت و پتروشیمی
• کلینیک لیزر پوست و مو و زیبایی
• کارگاه تولید نایلون
• ساخت و ساز

اما بازرگانی بین المللی و معامله با چین بهترین تجربه کاری او بود. این کار با راهنمایی برادرش رقم خورد. او در این تجربه، ثروت خوبی به دست آورد. متاسفانه حسینی نژاد در این برهه به دام کلاهبرداران پای گذاشت و ناچار بیشتر دارایی خود حتی خانه و ماشین خود را از دست داد. بعد از این اتفاق دیگر کار نمی کرد. یک سال بود که بیکار بود. همسرش مخارج خانه را تامین می کرد. او به فکر مهاجرت از ایران بود اما همسرش او را متقاعد کرد که همچنان در ایران بمانند.

یکی، دو ماه هم کائوچو طبیعی وارد می‌کرد. اما واردات لوازم مهندسی نیز سود زیادی نصیبش کرد. و بین سال‌های ۸۵ تا ۹۰ کار بازرگانی بسیار پردرآمدی را تجربه کرد. این کار هم بعد از سال ۸۹ و ۹۰ به‌خاطر تحریم‌ها با مشکل مواجه شدم.

کارهای زیاد دیگری هم راه‌اندازی کرد. راه‌اندازی مطب لیزر پوست و مو و زیبایی، کارگاه تولید نایلون، شرکت مشاوره پتروشیمی و نفت، شرکت بازرگانی، شرکت ساخت‌و‌ساز و همچنین راه‌اندازی آژانس هواپیمایی علی‌بابا از جمله کارهایی بود که انجام داد. البته همه این کارها را به‌صورت شراکتی و هر کدام را با یک نفر انجام داده بود.

همه کارهای شراکتی سال ۹۰ شکست خورد. علی‌بابا هم به‌عنوان یک آژانس هواپیمایی شکست خورد؛ با هشت کارمند شروع کرد و به روزی افتاد که فقط دو کارمند داشت.

جرقه آژانس مسافرتی آنلاین

یک اتفاق مسیر جدیدی را جلوی پای مجید حسینی نژاد می گشاید. همسر و فرزند مجید حسینی نژاد به سفر مالزی می روند. طبیعی است که میلیون ها تومان خرج مسافرت آنها بوده است. مجید که در قهقرای کاری و مالی بود ترجیح می دهد با دوست قدیمی خود نیما قاضی به طبیعت گردی در استان ایلام بپردازد. هزینه سفر آنها فقط اندکی بیش از صد هزار تومان می شود.
در برگشت با فکر ترغیب مردم به سفرهای ارزان قیمت اما به یاد ماندنی، آژانس هواپیمایی راه اندازی می کند. این کار هم کش و قوس های خود را داشت اما در نهایت، سر چشمه خیر بود.

در همین آژانس تجربه خوب خرید بلیط های آنلاین هنگام بازرگانی با چین در ذهن مجید مانند جرقه ای روشن می شود. این جرقه زمانی زبانه می کشد که یکی از کارکنان آژانس به مشتری خود که خواستار خرید بلیط داخلی با حاشیه سود کم است، روی خوش نشان نمی دهد. آیا می توان در ایران سیستم فروش آنلاین بلیط را به صورت همگانی و به روش معمول خرید بلیط تبدیل کرد؟ پاسخ در ذهن او «بله» است.

تولد علی بابا

دوست حسینی نژاد که اطلاعات تخصصی در زمینه تجارت الکترونیک داشت، یعنی نیما قاضی از طرح او استقبال کرد و یک تیم فنی عهده دار به ثمر رساندن این رویا شدند. در سال 1393 کمتر کسی برای خرید اینترنتی مشتاق بود. بیشتر از آن که سایت های معتبر فروش آنلاین فعال باشند، سایت های کلاهبرداری مشغول کار بودند.

باید اعتمادسازی می شد. مجید حسینی نژاد روی کیفیت خدمات، پشتیبانی از مسافر، لغو سریع بلیط و استرداد به موقع مبلغ بسیار حساسیت به خرج می داد. معرفی جاذبه های گردشگری ایران و برنامه های سفری با قیمت مناسب از دیگر فعالیت های جذاب علی بابا بود.

استقبال از فروش آنلاین بلیط با خدمات عالی علی بابا، روز به روز بیشتر می شد. مجید حسینی نژاد ظرف یک سال چاره ای جز به خدمت گرفتن تعداد زیادی نیروی انسانی نداشت؛ تعداد کارکنان او شش برابر شد. کار با سرعت بالا در حال رشد بود. این رشد و توسعه همچنان ادامه دارد.

سایر پروژه ها

جاباما شناخته شده ترین پروژه دیگر مجید حسینی نژاد به شمار می رود. به دلایل کاری، جاباما به صورت مستقل وارد حوزه رزرو محل اقامت مسافران شد. جاباما هم مانند علی بابا تجربه موفقی از آب درآمد.

هلدینگ علی بابا با مدیریت مجید حسینی نژاد هم اکنون به دنبال به ثمر نشاندن پروژه های دیگری مانند Hello Persia و نابرو است تا به تدریج پلتفرم خدمات آنلاین گردشگری را در هر دو جهت ورودی و خروجی تکمیل کند. بدون تردید، ویروس کرونا سرعت کارهای این پروژه ها را مانند سایر فعالیت های گردشگری کند کرده است. با مهار این ویروس سرکش، امید آن می رود دوباره انجام چنین پروژه هایی شتاب بیشتری پیدا کند.

 

مجید حسینی نژاد علی بابا

عامل موفقیت مجید حسینی نژاد از نگاه خودش

مجید حسینی نژاد معتقد است اگر موفق نمی شده، باز هم تلاش می کرده، این بار بیشتر از قبل اما سوالی بسیار تامل برانگیز در جواب این پرسش می پرسد: «موفقیت مهم تر است یا سعادت؟» و خودش سعادت را بر می گزیند.

مدیرعامل علی بابا مهم ترین عامل موفقیت خودش را یک الگوریتم می داند که طی سال های کودکی در وجود او یا بهتر است بگوییم در ذهن او شکل گرفته است. الگوریتم تسلیم نشدن، الگوریتم دوست داشتنی بودن، الگوریتم خواستن. در زمانی که او در قهقهرای بیکاری و وضع ناخوشایند مالی بود، دوباره با همین هدف، سعی کرد نشان دهد که می تواند موفق شود و موفق هم شد.

آرزوی مجید حسینی نژاد

من آرزو دارم که فرهنگ کار در ایران متحول شود. همچنین آرزو دارم هر فرزندی از کیفیت عالی زندگی برخوردار شود. خانواده بچه ها نه تنها درآمد مناسب داشته باشند بلکه به لحاظ شخصیتی، افراد توسعه یافته ای باشند.d

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

صفحه اصلیآکادمیتماسواتساپ